تبليغاتX
دنيايي به بزرگي it


  به امید روزی که من هم به ارامش برسم ..

ارامشی خالی از ترس و وحشت و ارامشی پر از سکون و سکوت ...که توش هیچ سایه ایی نباشه.

.ازاین که چیزی بنویسم می ترسم ولی برای نوشتنم دلیلی جز همین ترس پیدا نمی کنم ...

ترس ترس ترس ...کلمه ای سه حرفی ...



همه زندگی و هر انچه که می بینم به بزرگی یک نقطه است ..نقطه ایی که ترسم را بیشتر می کند

وان زمان که جمله ی زیبایی برای شروعت پیدا کردی ......بگو



بگو هر انچه که در دلت برای سالهای کوتاه زندگی پنهان کرده ایی..بگوکه می ترسی ..بگو انچه که هیچ است.. تویی ..وشاید رختی بر تنمان ارزان تر از همه دنیا باشد ..



ای کاش سقف خانمه ام ...همه اش اسمان بود و من تنها پرنده ایی .. که هیچ ترسی ازجغد شوم بد بختی نداشت ..

لانه ام ابر بود ...واسمان پناه من است و چه حقیر انسان ان زمان که در اسمان جایی نداره ..

ای کاش دست یافتنی تر بود این اسمان ...مثل یک باغ گل برای پروانه ...شاید دوری اش به خاطر تنی چون من است که جمله برای گفتن ندارم

اسمان بگو ..شایدبرای مرگمان بهانه ایی تازه اوردی و ما نیز به اخر خط پای گذاشتیم ..

وان شب ماه در اسمان گم شد ..شبی که جمله ام را یافتم ..و نگفتم انچه که در دل داشتم ..سرما و سوزش در دلم غم بزرگی است که حکم کفن دارد



.مدتهاست که خدایم را گم کرده ام و چه حقیر که پنجره ایی برایم نیست...گم شده ایی و پی ات نگشته ام .. و میدانم تو مرا به خاطر چیزی که هستم مجازات نمیکنی .

.روز هایم را .هم فرموش کرده ام ...ای کاش در تقویم شوم و بدبختی هایم ..روزی برای یاداوری وجود تو نیز خالی می گذاشتم ...


همیشه این ما بودیم که برایت نامه نوشتیم و تو ..نمی دانم ان همه نامه را خوانده ا ی

...بدان اسمان جای من است و تو دران پنهانی ....

,و میخواهم در اسمانی که مال من است ..از عشق تر شوم و نه در زمین شما

 نوشته شده در   پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 0:44  توسط  محسن   | 
 دسته بندي : بدون موضوع


منوي كاربري

ديگر صفحات

دسته ها

آخرين مطالب

آرشيو مطالب

حمايت ميكنيم

اخبار

خوراك

 آمار




تمام حقوق براي 3it.blogfa.com محفوظ است.