تبليغاتX
دنيايي به بزرگي it


 

سلام من محسنم ....


امروز کجایید که ببینید چه خبره رفقا دلم گرفته..

راستی دانشگاهم میرم . دوستای مهندسم ! یه تکونی به خودتون بدید . این همه به فکر پول نباشید .

 نوشته شده در   سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 17:7  توسط  محسن   | 
 دسته بندي : زندگي


سلام ….

خیلی وقته که خبری از این سه تا دوست نیست .. من هم از اونا خبری ندارم .. امیدوارم هر جا هستند سلامت باشند ..

 من تو این مدتی که معلوم هم نبود که کجا بودم … اتفاقات ریز و درشت زیادی برام افتاد . . . از بی کار گشتن  بگیر تا عاشق شدن و …  بی کاریمون از زمانی شروع شد که می خواستم واسه کنکور کاردانی به کارشناسی بشینم حسابی بخونم که  دیگه این دفعه از شرمندگی مجاز شدن با رتبه ی پایین در بیام …

خوب کاری که من انجام می دادم  صفحه آرایی یه ویژه نامه چند صفحه ایی تو شهرمون بود که در آمد چندانی نداشت ولی چون تو تیراژ بالا چاپ می شد و رایگان بین مردم توزیع می شد  واسم لذت بخش بود اکثر اوقات هم خودم تو توزیعش شرکت داشتم .. به هر حال پیش خودم گفتم . بشینم واسه کنکور درس بخونم کنکوری که تقریبا شش ماه بعد بود ... ولی به اولین مشکلی که برخوردیم زمین گیر شدیم .. چی بود مشکل !؟

پول ..  پول واسه خریدن کتاب ... آقا سرتون رو درد نیارم ای کاش میشد برگردم  به چند ماهه پیش تا یه فرصت دوباره داشته باشم . زندگی همینه  دیگه . .ما با چیزای که بدست میاریم زندگی رو اداره می کنیم و با چیزایی که از دست می دیم زندگی رو تشکیل می دیم . وای کلم سوت کشید . ادامه دارد...

 نوشته شده در   چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 13:45  توسط  محسن   | 
 دسته بندي :


دروود بر شما.

کفته بودم که مدتی رفتیم تو کار طراحی صفحه ..البته من یه آماتورم که نگرانم مبادا باعث بدنامی این حرفه بشم .

و مدتی که توجه بیشتری به طرح های تبلیغاتی و تابلو های بالا ی مغازه ها و فروشگاه ها و روزنامه کتاب ها می کنم یه جورایی بیشتر توجه می کنم

 امروز یه کتاب کنکور ریاضی عمومی دیدم  که  برای بچه های پیش دانشگاهی بود .وقتی کتاب و تصویر روی کتاب رو دیدم خیلی تعجب کردم چون تو یک  کادر سفید  تصویر یک اسلحه رو دیدم ....یک اسلحه شش تیر....  خیلی  تعجب کردم..چون تا اون زمان هر کتاب ریاضی وهندسه و... می دیدم طرح روی جلدشون اعداد و ارقام و حروف انگلیسی بود .

وقتی کتاب رو برگردوندم پشت کتاب در مورد طرح روی جلد تو ضیح داده بود که هم یه داستان جالب در مورد اسلحه بود همین که دلیل آوردن این تصویر رو ذکر کرده بودبهتره خودتون بخونید :

توضیح طرح روی جلد :

رولت روسی(Russian Roulette) را شاید بتوان عجیب ترین ,خشن ترین , غیرانسانی ترین و حتی احمقانه ترین انعکاس حساب احتمالات در زندگی بشر نام برد.  (محسن :  که موجب بوجود امدن یک بازی شد)

ریشه ی تاریخی این بازی به اواخر نوزدهم در روسیه باز می گردد. در  زندان های آن زمانِ روسیه تزاری , نگهبانان زندان برای انجام این بازی ( که به زبان روسی Ruskaia Ruletka خوانده می شد) یک گلوله را در خشابِ چرخان

(فشنگ خور) یک اسلحه قرار می دادند, فشنگ خور را می بستند و چرخاندند ؛

سپس 6 نفر از زندانیان را( که  عموما از انقلابیون ضد حکومت تزاری بودند ) مجبور می کردند که دور یک میز بنشینند وبه ترتیب , هر کدام یک بار اسلحه را به سمت شقیقه ی خود بگیرند وماشه را بچکانند . نفر بعدی به همین ترتیب می بایست اسلحه را به نفر سمت چپ خود می دادوبازی وقتی تمام می شد که اولین نفر در این سلسله کشته شود. نگهبانان زندان با یکدیگر بر سر این که کدام زندانی کشته خواهد شد شرط بندی  می کردند ! درنوع خشن تراین بازی بعد از   هر بار چکاندن ماشه نفر بعدی حق چرخاندن مجدد فشنگ خور را نداشت. بنابراین احتمال مرگ نوبت به نوبت بالاترمی رفت!  باتوسعه ی جوامع سرمایه دارای وپیچیده ترشدن زندگی ماشینی شهری و بدنبال ان افزایش عوارض واختلالات روانی ناشی ازآن , رولت روسی ازآن وضعیت بازی مرگ اجباری به نوعی بازی روانی اختیاری تبدیل شد؛      به نحوی که در یک دوره ی 10 ساله در ایالات متحده ی آمریکا,35 مرگ در اثربازی رولت روسی گزارش شده است!

بعد ازاتمام فصل آمارواحتمال این کتاب,و باتوجه به 6 خانه بودن خشابٍ چرخان اسلحه(مطابق تصویرجلد) , تعیین کنید در نوع دوم رولت روسی,چقدر احتمال دارد شخصی که کشته می شود نفر ششم باشد.در نوع اول چطور؟


البته تصویر ..همون تصویری هست که روی جلد کتاب هست .

 نوشته شده در   جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 3:7  توسط  محسن   | 
 دسته بندي :


می دونم که مدتهاست چیزی برای نوشتن نداریم  .یا اونقدر سرمون شلوغه که دستمون  دیگه نمی لرزه .. ..مدتهاست که دیگه چیززیادی  یاد نمی گیریم و در  گیر  ده  صفحه اول   هی ورق می زنیم .

خوب از احوالات ما که مدتی است در نشریه ایی وقت خود را با شعار"کسب   تجربه"  تلف می کنم . اونقدر این شعر بر سر زبان بود .  که بند .  روبه  آب دادم و صاحب کار دیگه به فکر دادن حقوق به ما نیست ..

باز هم همان روایت از ماست که بر ماست .  ...

 طی یک گردش بخت واقبالی  به سر در  دفتر روزنامه ایی رسیدم که با پور سانتی  در خور بیکاری و الافی جذب بازاریاب می کرد .. با ترس و دلهره وارد شدم والبته قبلش در زدم ..

سخن همان سخن همیشگی  که من دانشجوی فلان رشته هستم و می خواهم ببینم می تونم این جا فعالیت داشته باشم و به شما کمک کنم . و  ...

. حالا که  مدتی است گذشته است ..

سر وکار مان بیشتر با فوتو شاپ و کورل و ایندیزاین افتاده ..البته عرض کنم که کسب تجربه در درجه اول قرار داره تا زمانی که کسی نخواد به شما پولی بابت وقت تلف کردنتان بدهد .ما که مدتی است از این دنیا ی بزرگ دور افتاده ایم ..شما چه خبر تازه ایی دارید .?.

بنویسید تا دیگر بازدید  کننده نباشیم ..

قصد داریم به فکر شغل سومی باشیم . یه چیزی در حد واندازه همان  رشته درسی ..همان برنامه نویسی سابق که  ما دنبال آنیم . ..

و در شروع  دیگر ملالی نیست جز نبود شما ....

 نوشته شده در   شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 23:53  توسط  محسن   | 
 دسته بندي : زندگي


به... به .... چه کنیم با این مملکت گل و بلبل ..بابا سرمون سوت کشید

 ..ساخت دومین خودروی ملی رو  به شما و خانواده محترمتون که  هیچ ربطی نداره   تبریک می گم . باز هم جوانان ایرانی گفتند یعنی ثابت کردند که ما می تونیم ...بله یه کف مرتب ..(ببخشد صلوات ).. گلاب برتون این ماشین چقدر قشنگه ..

 

اصلا نگران باشید . چون همین الان صاحبش  تو تلویزیون  اعلام کرد که این ماشین چقدر ساخت داخله :

"بله شاید از مشاوره های خارجی کمک گرفت باشیم ولی تا او نجایی که یادم می یاد . ما صد در صد صاحب پلتفرم  این ماشین خوشگل هستیم .. "

یعنی چی ..؟ یعنی این هم کار برادرای ژرمن   یا احتمالا دوستای  انــگـــــــلیســــی وفرانسوی مون هست ..دور امریکایی ها رو خط بکشید ..چون امریکا  خط قرمزه

آخه ..اونقدر  با ترس و لرز جواب می داد که معلومه اون وسطا یه خبرایه ! اگه ماشین رو  از گزینه های بالا  نخریدی   چرا محکم نزدی تو دهنه خبرنگاره ؟

راستی ... تلویزیون اسمش رو اعلام نکرد ..نه چرا !

 مینیاتور ... حالا چه طور ! نمی دونم !    این اسم رو که  خبر نگاره  گفت  ایرانی   هست رو انتخاب کردند ...بگذریم ...باید از فرهنگستان و پیر پاتالای زبان وادبیات  فارسی  بپرسم..

 

وآآآ ی   از بزل و ببخش رئیس جمهور محبوب مون بگم که اولین و دومین ماشین رو نیومده دو دستتی تقدیم خواهرای کارته کار ما کرد ...البته ما که شاکی نیستیم ..نوش جونشون ..

ولی چرا از کیسه  ی  این خلیفه  ....

 

در ضمن این خودرو اقشار کم درامد جامعه رو هدف گرفته  ..با قیمت 10$ میلیون تومان . که فکر کنم خیلی مناسب هست .معلومه که هنوز پراید خودرو ملی  ما ایرانی هاست ..با اینکه  کره ایی  امریکای   الاصله  ...

 

وخبر خوب دیگه  این که از فردا تمام بانک ها به جای جایزه دادن ماشینهای  لوکس خارجی  ساخت  داخل .. این ماشین رو کادو پیچ می کنند و جلوی بانک ها آویزون می کنند و به مشتری هاشون هدیه می دن ...

و دیگر ملالی نیست جز دوری شما ....

 

آرزوی من اعتلای وطنمان است

و

بدون مرز و محدوده  وطن یعنی همه دنیا

 نوشته شده در   شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 23:12  توسط  محسن   | 
 دسته بندي : اجتماعي


زبان برنامه نویسی D را تجربه کنید !

انواع دادها در زبان برنامه نویسی D

سلام .. انواع داده در زبان برنامه نویسیD رو براتون به صورت تصویری گذاشتم ..موفق باشید

  ادامه مطلب

 نوشته شده در   شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 23:51  توسط  محسن   | 
 دسته بندي :


زبان برنامه نویسی D را تجربه کنید !

مقایسه ایی غیررسمی بین زبان برنامه نویسی D و دیگر زبان های برنامه نویسی

یا سلام .

این یک مقایسه غیر رسمی است بین D و برخی زبانهای دیگر که توسط اعضای گروه خبری D تهیه شده است .و هنوز برخی از فیلد های مقایسه ان خالی است .

(برای بهتر دیدن تصویر باید درجه بزرگ نمایی مرورگر را به 80درصد یا پایین تر تغییر دهید (مشکل resize نشدن تصویر )


  ادامه مطلب

 نوشته شده در   شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 23:3  توسط  محسن   | 
 دسته بندي :


زبان برنامه نویسی D را تجربه کنید !
مقدمه ایی بر زبان برنامه نویسی D

زبان برنامه نویسی D در سال 1999 توسط Walter Bright از DigitalMars به عنوان جانشینی برای C و C++ ظهور پیدا کرد .. وبا پیشنهادات مفید رشد و نمو پیدا کرد و توسط هم قطارانش به نقد گذاشته شد .

زبان برنامه نویسی D رایگان است و شما می توانید کامپایلر , ان موسوم به DMD و کتابخانه استاندارد ان موسوم به Phobos را در یک بسته (pakage ) دانلود کنید .
زبان برنامه نویسی D پشتوانه ایی مطابق با زبان برنامه نویسی C دارد .شما می توانید هر API از زبان C را به طور مستقیم و بدون فراخوانی یک رابط به کار ببرید.


  ادامه مطلب

 نوشته شده در   شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 21:5  توسط  محسن   | 
 دسته بندي : IT


وان شب ماه در اسمان گم شد ..شبی که جمله ام را یافتم ..و نگفتم انچه که در دل داشتم ..سرما و سوزش در دلم غم بزرگی است که حکم کفن دارد

.مدتهاست که خدایم را گم کرده ام و چه حقیر که پنجره ایی برایم نیست...گم شده ایی و پی ات نگشته ام .. و میدانم تو مرا به خاطر چیزی که هستم مجازات نمیکنی .

  ادامه مطلب

 نوشته شده در   پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 0:44  توسط  محسن   | 
 دسته بندي : بدون موضوع



پیتر بل ..

امشب ۱۹ ابان .ش‍بکه ۵ تهران  فیلم سینمایی پخش کرد به نام پیتر بل ..این  فیلم  جالب و خندار و تا حدودی اموزنده که من و برادر و خواهر های کوچیکتر و بزرگترم  رو مقابل تلویزیون برای تقریبا ۲ ساعت  نگه داشت  کودکی رو  که  پر از انرزی و سرشار از تحرک و مهربانی هست  ,  نشون می ده که قصد داره با پاکی خودش به دیگران کمک کنه و لحظات شادی رو برای بقیه  فراهم کنه و با نمایش اتفاقات جالب .لحظاتی شاد رو ایجاد کنه .

  ادامه مطلب

 نوشته شده در   دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 0:6  توسط  محسن   | 
 دسته بندي : زندگي


زبان برنامه نویسی D رادر ویندوز تجربه کنید !


سلام .. قصد دارم . اجرای یه برنامه ساده از زبان برنامه نویسیی D رو توی ویندوز با هم تجربه کنیم ..البته خدمتتون عرض کنم که اصلا من در حد واندازه ایی نیستم که بخوام این زبان رو اموزش بدم ....

  ادامه مطلب

 نوشته شده در   سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 6:47  توسط  محسن   | 
 دسته بندي : IT


زبان برنامه نویسی D را تجربه کنید.




با سلام
.مدتی پیش تصمیم گرفتم راجع به زبان برنامه نویسی D اطلاعات بیشتری داشته باشم ..و چندین مطلب فارسی پیدا کردم ..بعد از مطالعه اون ها متوجه شدم که همشون تنها مربوط به معرفی این زبان هستند
اما من سعی کردم که شما به راحتی بتوانید اولین وساده ترین مثال از این زبان رو بنویسید و اجرا کنید و واقعا این زبان رو تجربه کنید تا در ادامه مطالب بیشتری بنویسم.

  ادامه مطلب

 نوشته شده در   یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 18:25  توسط  محسن   | 
 دسته بندي : IT


منوي كاربري

ديگر صفحات

دسته ها

آخرين مطالب

آرشيو مطالب

حمايت ميكنيم

اخبار

خوراك

 آمار




تمام حقوق براي 3it.blogfa.com محفوظ است.