تبليغاتX
دنيايي به بزرگي it


بدون شرح ...


اصل ماجرا رو در ادامه مطلب ببينيد ...


  ادامه مطلب

 نوشته شده در   چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 19:52  توسط  فرهاد   | 
 دسته بندي : اجتماعي


بدون شرح !



بقيه ماجرا رو در ادامه مطلب بخونين :


  ادامه مطلب

 نوشته شده در   یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 22:7  توسط  فرهاد   | 
 دسته بندي : IT


آیا امروز به دیروز خود نگاهی انداختی ، همین ۸ سال پیش رو بیاد بیاور، همان دیکتاتور مملکتت  صدام ( لا مصب خيلي آدم درستي بود ! ) ، آیا در زمان او هم جرات چنین  کاری را داشتی ، اصلا جرات نفس کشیدن ، جرات چپ نگاه کردن داشتی ، حال به امروز برگرد و حکومت حاکم بر مملکتت  در چارچوب دمکراسی را نظاره کن ، همان فردی که امروز مورد لطف قرارش دادی “همان رییس جمهور منفور” این امکان را برای تو فراهم کرد ، اما تو شعور دمکراسی را نداشتی ،کاش اینو درک می کردی که توی به اصطلاح خبرنگار، قدرتی بزرگتر از هر لنگه کفشی  داری ، قدرت قلم ، قدرت تفکر، قدرت گفتمان، کاش بجای شارلاتانیزم کمی  نحوه ی استفاده از ابزار دمکراسی را فهمیده بودی ، روزی ملت تو قدر محبت بوش را خواهد فهمید، کاش تو هم بفهمی، کاش!!! 

راستي تا حالا فكر كردي همون بوش چقدر بر اعصابش مسلط بود كه بعد از اين كارت به خاطر سايز كفشت جوك گفت ! گفت كه اين اتفاقات در سرزمينهاي آزاد امري طبيعيست ...

من هرچه قدر سعي ميكنم اين جمله رو از ذهنم بيرون كنم نميشه كه : قورباغه هم هفتيركش شد !

در ضمن اين رو هم بدون كه از بين اين همه كشور تو دنيا اينا فقط ازت پشتيباني كردند : ايران - ليبي - ونزوئلا ( به به )

ميدونستي ما تو تلوزيونمون اظهار فضل ( زرت پرت كني ! ) رييس جمهوري هاي ديگه رو نشون نميديم ؟ ولي بي ادبي شما رو حركتي انقلابي ميدونيم ؟

" اشاره به بي ادبي ولاديمير پوتين به ساکاشویلی رئیس جمهور گرجستان که گفته بود ساکاشویلی را باید از بیضه هایش به دار آویخت! "

چون نميخوام اين مطلب رو بيخودي زياد كنم ( چون در اينترنت مطالب زيادي ميتونيد پيدا كنيد ) چند كلمه كليدي بهتون ميدم خودتون در بارش فكر كنيد :

لياقت - عراق ! - صدام - دموكراسي - لنگه كفش ...

 نوشته شده در   سه شنبه سوم دی 1387ساعت 0:30  توسط  فرهاد   | 
 دسته بندي : اجتماعي


سلام

مشاهده صفحات وب روی لوازم موبایل همیشه یکی از مشکلات اساسی کاربران بوده و این به خاطر کوچک بودن صفحه نمایش و عدم وجود یک مرورگر وب استاندارد برای این نوع دستگاهها است . البته با آمدن تلفن همراه شرکت Apple  به نام iPhone  وضع فرق کرده ! iPhone دارای یک صفحه نمایش بزرگ و بینظیر و یک مرورگر استاندارد به نام Safari  هست که صفحات رو میتونید با همون کیفیتی که در Mac OS X میبینید در iPhone  هم ببینید .

اما از اونجایی که iPhone  به دلایلی نمیتونه در ایران حضور پیدا کنه و فعلا هم بیشتر مردم از موبایلهایی مثل Nokia  و ... استفاده میکنن من تصمیم گرفتم یک خروجی ساده و سازگار با این گوشی ها رو آماده کنم. شما در این نسخه میتونید تمام مطالب وبلاگ ما رو بدون قالب و بدون تصاویر اضافی و دست و پاگیر ببینید و وقتتون رو به Scroll  کردن بیخودی تلف نکنید !

شما با وارد کردن ادرس http://www.feedm8.com/3itmobile در موبایلتون میتونید وبلاگ ما رو ببینید .

من این امکان رو با استفاده از نیروی سایت http://feedm8.com درست کردم .

تا بعد .

 نوشته شده در   یکشنبه یکم دی 1387ساعت 16:33  توسط  فرهاد   | 
 دسته بندي : IT


دروود بر شما.

کفته بودم که مدتی رفتیم تو کار طراحی صفحه ..البته من یه آماتورم که نگرانم مبادا باعث بدنامی این حرفه بشم .

و مدتی که توجه بیشتری به طرح های تبلیغاتی و تابلو های بالا ی مغازه ها و فروشگاه ها و روزنامه کتاب ها می کنم یه جورایی بیشتر توجه می کنم

 امروز یه کتاب کنکور ریاضی عمومی دیدم  که  برای بچه های پیش دانشگاهی بود .وقتی کتاب و تصویر روی کتاب رو دیدم خیلی تعجب کردم چون تو یک  کادر سفید  تصویر یک اسلحه رو دیدم ....یک اسلحه شش تیر....  خیلی  تعجب کردم..چون تا اون زمان هر کتاب ریاضی وهندسه و... می دیدم طرح روی جلدشون اعداد و ارقام و حروف انگلیسی بود .

وقتی کتاب رو برگردوندم پشت کتاب در مورد طرح روی جلد تو ضیح داده بود که هم یه داستان جالب در مورد اسلحه بود همین که دلیل آوردن این تصویر رو ذکر کرده بودبهتره خودتون بخونید :

توضیح طرح روی جلد :

رولت روسی(Russian Roulette) را شاید بتوان عجیب ترین ,خشن ترین , غیرانسانی ترین و حتی احمقانه ترین انعکاس حساب احتمالات در زندگی بشر نام برد.  (محسن :  که موجب بوجود امدن یک بازی شد)

ریشه ی تاریخی این بازی به اواخر نوزدهم در روسیه باز می گردد. در  زندان های آن زمانِ روسیه تزاری , نگهبانان زندان برای انجام این بازی ( که به زبان روسی Ruskaia Ruletka خوانده می شد) یک گلوله را در خشابِ چرخان

(فشنگ خور) یک اسلحه قرار می دادند, فشنگ خور را می بستند و چرخاندند ؛

سپس 6 نفر از زندانیان را( که  عموما از انقلابیون ضد حکومت تزاری بودند ) مجبور می کردند که دور یک میز بنشینند وبه ترتیب , هر کدام یک بار اسلحه را به سمت شقیقه ی خود بگیرند وماشه را بچکانند . نفر بعدی به همین ترتیب می بایست اسلحه را به نفر سمت چپ خود می دادوبازی وقتی تمام می شد که اولین نفر در این سلسله کشته شود. نگهبانان زندان با یکدیگر بر سر این که کدام زندانی کشته خواهد شد شرط بندی  می کردند ! درنوع خشن تراین بازی بعد از   هر بار چکاندن ماشه نفر بعدی حق چرخاندن مجدد فشنگ خور را نداشت. بنابراین احتمال مرگ نوبت به نوبت بالاترمی رفت!  باتوسعه ی جوامع سرمایه دارای وپیچیده ترشدن زندگی ماشینی شهری و بدنبال ان افزایش عوارض واختلالات روانی ناشی ازآن , رولت روسی ازآن وضعیت بازی مرگ اجباری به نوعی بازی روانی اختیاری تبدیل شد؛      به نحوی که در یک دوره ی 10 ساله در ایالات متحده ی آمریکا,35 مرگ در اثربازی رولت روسی گزارش شده است!

بعد ازاتمام فصل آمارواحتمال این کتاب,و باتوجه به 6 خانه بودن خشابٍ چرخان اسلحه(مطابق تصویرجلد) , تعیین کنید در نوع دوم رولت روسی,چقدر احتمال دارد شخصی که کشته می شود نفر ششم باشد.در نوع اول چطور؟


البته تصویر ..همون تصویری هست که روی جلد کتاب هست .

 نوشته شده در   جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 3:7  توسط  محسن   | 
 دسته بندي :


شما هم تا حالا حتما به اين جمله فكر كردين ، " نميفهمم پس درسته ! " . اكثر آدمها زندگيشون بر پايه همين

جمله بنا شده و من خودم اين رو به عينه دارم ميبينم . اين جمله مطمعنا  زندگي خيلي ها رو عوض كرده ، سرنوشتشون رو عوض كرده !

ولي آدماي باهوش اينطور نيستند ، چون اين جمله منطقي نيست و در واقع مسخره تر از نميشه !

اين آدماي باهوش حتي اين موضوع رو به چالش هم ميكشن و مسخره بودن اين موضوع رو ثابت هم ميكنند

خوشبختانه از اين ادماي باهوش تو دنياي ما زياد پيدا ميشه و موضوع اين مطلب من هم مربوط ميشه به كاريكه

سه تا از اين ادماي باهوش انجام دادن . 

خلاصه ماجرا اينه كه سه تا از دانشجويان دانشگاه MIT  ايالات متحده آمريكا كاري كردن كه فلسفه چاپ مقالات علمي رو زير سوال بردند ! . اين دانشجويان برنامه اي نوشتن كه ميتونه به صورت تصادفي مقاله اي علمي در زمينه علوم كامپيوتر توليد كنه . شما ميتونيد مجموعه اي از كلمات قلمبه سلمبه علم كامپيوتر رو تو مقالتون ببينيد و ظاهرا به صورت جدي و منطقي هم كنار هم قرار گرفتن و ميخوان يه مطلبي رو بگن  ولي در واقع هيچ چي پشت اين قضايا نيست ! ، و هيچ مطلب علمي اونجا گفته نشده ! . در واقع كلمات همينطور به صورت تصادفي در كنار هم قرار گرفتن كه ظاهر يك مقاله علمي رو تشكيل ميدن . يعني جملات مقاله تولید شده از نظرگرامری، معنی و مفهوم کاملا درست می باشند اما پس خواندن مقاله متوجه میشوید که جملات هیچ ربطی به یکدیگر ندارند .

اين دانشجويان اين برنامه رو رو اينترنت گذاشتن و كاري كردند كه شما هم ميتونيد مقالات خودتونو رو منتشر كنيد ! . فقط كافيه كه اسم نويسندگان رو بنويسيد . و دكمه generate  رو فشار بدين .

جالبه كه اين يك مقاله توليد شده  استاندارد هم هست كه تمام قسمتهاي يك مقاله كامل رو داره  مثل مقدمه و ...  حتي در انتها قسمت آزمايش و نتيجه گيري هم داره . جالبتر اينكه در پايان براي شما ليستي از
Reference ها هم  قرار ميده از جمله مقالات خود شما كه اين  امري طبيعي در مقاله نويسي هست كه شما به مقالاتي كه خودتون قبلا نوشتين ارجاع بدين ، و مطمعا باشيد كه اين كار به هوشمندي تمام انجام ميشه ...

همچنين اين برنامه براي شما نمودار و جدل هم توليد ميكنه . كه باز هم تمام اعداد و اشكال تصادفي هستند ولي در ظاهر همه چيز عادي هست و هيچ مشكلي نيست !

اما ماجرا به اينجا ختم نميشه . قضيه از اين قراره كه اين دانشجويان يه مقاله با اين برنامه توليد ميكنن و اونو ميفرستند به يك كنفرانس خيلي معتبر به نام wmsci ، كه بعد از مدتي با كمال  شگفتي ميبينن كه مقالشون پذيرفته شده ! و اين دانشجويان از فرصت استفاده ميكنن و اين ماجرا رو به رسانه ها  ميكشونن .  فكر كنيد ، صروصداي يه مقاله چرت و پرت كه تو يه كنفرانس معتبر پذيرفته شده اونم تو كشوري مثل امريكا چقدر ميتونه زياد باشه ! . اونا بعدا حتي تو اين كنفرانس ثبت نام هم ميكنن و 399 دلار پول وروديه رو  هم ميدن .

وقتي برگذار كنندگان اون كنفرانس از اين موضوع با خبر ميشن او نا رو از دور خارج ميكنن ، اما اين بچه ها كوتاه نميان و توي سايت خودشون شروع ميكنن به جمع اوري كمك ها نقدي و ميگن ما ميخوايم به اين كنفرانس بريم و يك سري سخن راني هم بكنيم ! بر اساس اسلايدهاي تصادفي ! و مردم هم استقبال ميكنن ! 165 نفر كمك ميكنن و  2,400 دلار هم جمع ميشه ...
اونا ميرن تو همون هتلي كه اون كنفرانس قرار هست برگذار بشه اتاقي رو اجاره ميكنن كه اتفاقا ! جلوي در همون اتاق كنفرانس هم بوده ... ، اونا حتي بروشور و شيريني و آب معدني و ... هم اماده ميكنن تا جلسشون واقعي تر جلوه كنه ، و جالبه كه اسم كنفرانس اصلي رو هم تو بروشور خودشون درج ميكنن كه با اين كار مسئولان كنفرانس متوجه ميشن و اعتراض ميكنند ولي اين بچه ها از رو نميرن و كار رو ادامه ميدن ...

بعد با قيافه هاي گريم شده در كنفرانس حاظر ميشن و شروع ميكنن . جالب اينه كه عده اي اشتباها به كنفرانس اينا ميان و به سخنراني كه گوينده اون هم اولين بارشه كه اونو ديده گوش ميدن و  بعد از چند ساعت پا ميشن ميرن بدون اينكه كوچكترين شكي بكنن ! و بعدعمليات تموم ميشه و اونا با كلي فيلم و عكس بر ميگردن بوستون ...

چيز جالبي كه من ديدم اين بود كه وقتي رفتم به وبلاگ اين دانشجويان در اخرين پستشون نوشته بودند كه چند نفر از دانشجويان دوره دكتري دانشگاه صنعتي شريف با استفاده از همين نرم افزار يك مقاله رو در Elsevier  ثبت كرده اند !

چيزي كه اين دانشجويان زير سوال ميبرن فلسفه مقاله نويسي علمي به صورت امروزي اونه كه بسياري مينويسند تا ابزاري باشه براي پيشرفت خودشون ! يا همان جمله معروف كه " منتشر كن يا نابود شو  "
و اتفاقا همين امر باعث شده كه در اكثر موارد كيفيت خوبي نداشته باشن و طبيعتا اين نوع مقالات خروجي هم نخواهند داشت ...
بيشتر مردم فكر ميكنند كه هر چي من نميفهمم حتما مطلب مهميه و احتمالا درسته ! و اين دانشجويان اين جمله رو به مسخره ميگيرن و آدم رو ياد اون حكايت لباس دوختن براي پادشاه ميندازن ...

همونطور كه گفتم اين مساله زندگي خيلي ها رو تحت تاثير قرار داده ، ولي اونچه كه مهمه اينه كه بايد فكر كرد و همينطوري هر چيزي رو قبول نكرد ، به نظر من كه در اين صورت تاثيرش رو تو زندگيمون حس خواهيم كرد ...

حتما شما هم الان به چيزي فكر ميكنيد كه من ميكنم ، اينكه اين برنامه ميتونست مقاله فارسي هم توليد كنه ، نه ؟! @ ، به نظر من كه خوبه كه اينطور نيست ...

مقاله اي كه براي من توليد كرد عنوانش اين بود :

Autonomous, Game-Theoretic Algorithms for Lambda Calculus

مثلا در قسمت Reference  ها به مقاله اي ارجاع شده كه من به همراه F. Zhao نوشتم !! ^_^

مقاله منو به صورت pdf  دريافت كنيد ، اينجا كليك كنيد

خوب همين حالا شما هم مقاله خودتونو منتشر كنيد ، اينجا كليك كنيد


 نوشته شده در   جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 0:32  توسط  فرهاد   | 
 دسته بندي : IT


خیلی با خودم کلنجار رفتم تا یه عنوان مناسبی برای این پست انتخاب کنم که آخرش....
حتمآ وفتی میخواید این مطلب رو بخونید فکر میکنید انفجار مهیبی تو تهران رخ داده!
بله درسته انفجاری واقعآ مهیب اما نه از نوع آتش و بمب و ... بلکه از نوع جمعیت.

تهرانی که روز به روز داره جمعیتش زیادتر میشه واقعآ جایی برای خودروهای جدید داره؟! اونم از نوع ملی ش که معلوم نیست چند بار میخواد آتش بگیره

بگذریم محسن در مورد این مینیاتور مفصل صحبت کرده.

امروز داشتم از چهاراه ولی عصر میمودم خونه که رفتم سوار اتوبوس های تندرو BRT بشم
ساعت 1:30 بود که رسیدم به ایستگاه
خیلی ها فکر میکنن تو این تایم همه تو خونه هاشونن و یا سرکار هاشون ولی ازدحام جمعیت در تهران ساعت نمیشناسه

درست 10 دقیقه تو ایستگاه موندم تا اتوبوس بیاد واقعآ این شلوغی تو این ایستگاه ها وصف کردنی نبود
وارد اتوبوس که شدم حس میکردم تو یه دعوای قبیله ای افتادم که چند تا قبیله دارن با هم جنگ می کنن و  منم وسط اینا موندم انقد ضربه بهم وارد شد که...

تو ایستگاه بعدی یکم جابه جا شدم و رفتم بالا و این عکس رو برای شما گرفتم:



پشت سر من رو با همین تعداد جمعیت در نظر بگیرید.

دیگه تو این شلوغی کسی پیرمرد و بچه نمیشناسه.
پیرمردی که مونده بود بین فشارها که یهو از کوره در رفت و شروع کرد به داد زدن.
جوانی که مونده بود لای در اتوبوس و تا ایستگاه بعدی داد و فریاد میکرد که آقای گیر کردم لای در.
میله های اتوبوس هایی که کمتر از یک سال نیست اومدن خراب شده و تکون خوردنشون کم مونده بود منجر به دعوا تو اتویوس بشه(خودتون که میدونید تو این همه فشار زندگی و اتوبوس یکی بازیش بگیره و هی بخواد میله رو تکون بده میره رو مخ یکی و دعوا شروع میشه).

با وجو مترو و اتویوس های BRT هنوز جای تکون خوردن تو تهران نیست آیا جایی برای خودروهای جدید هم هست؟

نمیخوام بگم نباید این خودرو ساخته میشد ولی حداقل قبل از همه چیز دولت باید فکری به خیابانهای تهران و آلودگی بکنه بعد شروع به این کارها بکنه.

جالب اینجاست که شهردار محترم آقای قالیباف امروز طی گزارشی گفتن که خودروهایی که الان تولید میشن و به نوعی جدید هستن هنوز استانداردهای جهانی رو ندارن و از نظر آلایندگی برای محیط زیست تاثیر بسزایی دارند.(نمیخواست بگه مینیاتور ولی به در گفت دیوار بشنوه)

ولی کو گوش شنوا

شاید دولت از این شعره الهام گرفته:
به کجا چنین شتابان چمن ار نسیم پرسید

ولی نه تو عصر دیجیتالی این شعر رو باید تغییر داد.

 نوشته شده در   دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 18:2  توسط  داوود   | 
 دسته بندي : اجتماعي


می دونم که مدتهاست چیزی برای نوشتن نداریم  .یا اونقدر سرمون شلوغه که دستمون  دیگه نمی لرزه .. ..مدتهاست که دیگه چیززیادی  یاد نمی گیریم و در  گیر  ده  صفحه اول   هی ورق می زنیم .

خوب از احوالات ما که مدتی است در نشریه ایی وقت خود را با شعار"کسب   تجربه"  تلف می کنم . اونقدر این شعر بر سر زبان بود .  که بند .  روبه  آب دادم و صاحب کار دیگه به فکر دادن حقوق به ما نیست ..

باز هم همان روایت از ماست که بر ماست .  ...

 طی یک گردش بخت واقبالی  به سر در  دفتر روزنامه ایی رسیدم که با پور سانتی  در خور بیکاری و الافی جذب بازاریاب می کرد .. با ترس و دلهره وارد شدم والبته قبلش در زدم ..

سخن همان سخن همیشگی  که من دانشجوی فلان رشته هستم و می خواهم ببینم می تونم این جا فعالیت داشته باشم و به شما کمک کنم . و  ...

. حالا که  مدتی است گذشته است ..

سر وکار مان بیشتر با فوتو شاپ و کورل و ایندیزاین افتاده ..البته عرض کنم که کسب تجربه در درجه اول قرار داره تا زمانی که کسی نخواد به شما پولی بابت وقت تلف کردنتان بدهد .ما که مدتی است از این دنیا ی بزرگ دور افتاده ایم ..شما چه خبر تازه ایی دارید .?.

بنویسید تا دیگر بازدید  کننده نباشیم ..

قصد داریم به فکر شغل سومی باشیم . یه چیزی در حد واندازه همان  رشته درسی ..همان برنامه نویسی سابق که  ما دنبال آنیم . ..

و در شروع  دیگر ملالی نیست جز نبود شما ....

 نوشته شده در   شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 23:53  توسط  محسن   | 
 دسته بندي : زندگي


به... به .... چه کنیم با این مملکت گل و بلبل ..بابا سرمون سوت کشید

 ..ساخت دومین خودروی ملی رو  به شما و خانواده محترمتون که  هیچ ربطی نداره   تبریک می گم . باز هم جوانان ایرانی گفتند یعنی ثابت کردند که ما می تونیم ...بله یه کف مرتب ..(ببخشد صلوات ).. گلاب برتون این ماشین چقدر قشنگه ..

 

اصلا نگران باشید . چون همین الان صاحبش  تو تلویزیون  اعلام کرد که این ماشین چقدر ساخت داخله :

"بله شاید از مشاوره های خارجی کمک گرفت باشیم ولی تا او نجایی که یادم می یاد . ما صد در صد صاحب پلتفرم  این ماشین خوشگل هستیم .. "

یعنی چی ..؟ یعنی این هم کار برادرای ژرمن   یا احتمالا دوستای  انــگـــــــلیســــی وفرانسوی مون هست ..دور امریکایی ها رو خط بکشید ..چون امریکا  خط قرمزه

آخه ..اونقدر  با ترس و لرز جواب می داد که معلومه اون وسطا یه خبرایه ! اگه ماشین رو  از گزینه های بالا  نخریدی   چرا محکم نزدی تو دهنه خبرنگاره ؟

راستی ... تلویزیون اسمش رو اعلام نکرد ..نه چرا !

 مینیاتور ... حالا چه طور ! نمی دونم !    این اسم رو که  خبر نگاره  گفت  ایرانی   هست رو انتخاب کردند ...بگذریم ...باید از فرهنگستان و پیر پاتالای زبان وادبیات  فارسی  بپرسم..

 

وآآآ ی   از بزل و ببخش رئیس جمهور محبوب مون بگم که اولین و دومین ماشین رو نیومده دو دستتی تقدیم خواهرای کارته کار ما کرد ...البته ما که شاکی نیستیم ..نوش جونشون ..

ولی چرا از کیسه  ی  این خلیفه  ....

 

در ضمن این خودرو اقشار کم درامد جامعه رو هدف گرفته  ..با قیمت 10$ میلیون تومان . که فکر کنم خیلی مناسب هست .معلومه که هنوز پراید خودرو ملی  ما ایرانی هاست ..با اینکه  کره ایی  امریکای   الاصله  ...

 

وخبر خوب دیگه  این که از فردا تمام بانک ها به جای جایزه دادن ماشینهای  لوکس خارجی  ساخت  داخل .. این ماشین رو کادو پیچ می کنند و جلوی بانک ها آویزون می کنند و به مشتری هاشون هدیه می دن ...

و دیگر ملالی نیست جز دوری شما ....

 

آرزوی من اعتلای وطنمان است

و

بدون مرز و محدوده  وطن یعنی همه دنیا

 نوشته شده در   شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 23:12  توسط  محسن   | 
 دسته بندي : اجتماعي


زبان برنامه نویسی D را تجربه کنید !

انواع دادها در زبان برنامه نویسی D

سلام .. انواع داده در زبان برنامه نویسیD رو براتون به صورت تصویری گذاشتم ..موفق باشید

  ادامه مطلب

 نوشته شده در   شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 23:51  توسط  محسن   | 
 دسته بندي :


منوي كاربري

ديگر صفحات

دسته ها

آخرين مطالب

آرشيو مطالب

حمايت ميكنيم

اخبار

خوراك

 آمار




تمام حقوق براي 3it.blogfa.com محفوظ است.